محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

129

تفسير قرآن صفى على شاه

عزم چون كردى توكل كن به حق * بىتوكل نيست عزمى بر نسق گر بعزمت هست عيبى در امور * آن توكل زاو برد عيب و قصور تكيه بر حق يا ولى ميكن به عزم * نيست و رنه عزم و اجماعت ز حزم عزمها وقتى شود عزم درست * كه اتّكالت هست بر عقل نخست پس به حق كن تكيه كآن سلطان فرد * دوست دارد آنكه بر وى تكيه كرد چون نمودى تكيه زاو يا بى مدد * فاش و پنهان در امور و عزم خود گر شما را مىكند يارى خدا * كس نگردد هيچ غالب بر شما ور شما را او كند مخذول و خوار * كيست زان پس كه تواند بود يار پس توكل مؤمنان را بر خداست * اوست يار آنكه يار اولياست از نبى باشد خيانت تا پسند * زانكه هر چيزيست پيش او نژند هم مر او را نيست بر چيزى نياز * بر خيانت تا شود دستش دراز [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 161 تا 166 ] وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 161 ) أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ( 162 ) هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ ( 163 ) لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 164 ) أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 165 ) وَ ما أَصابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ ( 166 ) و نيست مر پيغمبر را كه خيانت كند و كسى كه خيانت كند بيايد به آنچه خيانت كرده روز رستخيز پس تمام داده شود هر تنى را جزاى آنچه كسب كرده و ايشان ستم كرده نشوند ( 161 ) آيا پس كسى كه پيروى كرد رضاى خدا را چون كيست كه بازگشت كرد بخشمى از خدا و جايگاه او دوزخ است و بد است آنجا بازگشت ( 162 ) ايشان را مرتبه‌هاست نزد خدا و خدا بيناست به آنچه ميكنند ( 163 ) بحقيقت منت گذاشت خدا برا گروندگان چون برانگيخت در ايشان رسولى از خودشان كه بخواند بر ايشان آيتهاى او را و پاك كندشان و بياموزدشان كتاب و حكمت را و اگر چه بودند از پيش هر آينه در گمراهى روشن ( 164 ) آيا و چون رسيد شما را مصيبتى كه بحقيقت رسانيديد دو چندان را گفتند از كجا بود اين بگو آن باشد از نزد خودتان به درستى كه خدا بر همه چيزى تواناست ( 165 ) و آنچه رسيد شما را روزى كه روبرو شدند دو جماعت پس باذن خداست و تا بداند گروندگان را ( 166 ) وانكه آيد بر وى از ناراستى * راستى نايد بر او جز كاستى ميرسد بر وى به مثل آن عمل * روز رستاخيز از غل و دغل ميرسد بر هر كس آنچه كرده كسب * بر كسى نايد ستم بر قسم و حسب آنكه آيا خواست خوشنودى حق * هست چون داراى خشم از ما سبق يعنى از حق تافته بر خشم رو * دوزخست و جاى بد مأواى او رتبه‌ها دارند آنها بر نشان * نزد حق هر رتبه‌اى باشد عيان اوست بينا بر همه اعمالشان * وانچه باشد در امور آمالشان از خدا منت بود بر مؤمنان * مؤمنانرا هم بود زين امتنان كه ز خودهاشان در ايشان مرسلى * مى برانگيزاند فرد و افضلى بهر ايشان خواند آيات خدا * پاكشان سازد ز ارجاس هوا هم كتاب و حكمت آموزاند او * خود بر ايشان ز امر حق بيگفتگو گر كه ميبودند چون ما قبلشان * جز بگمراهى نبودند از نشان بر شما آيا رسد چون يك محن * كه دو چندان مثلش آمد در علن از كجا گفتيد اين آمد بما * گو كه بود آن وارد از نفس شما ترك امر حق و فرمان رسول * شد بر اين خوارى سبب بعد از قبول حق بهر چيزيست قادر در امور * نيست هيچ از بهر او عجز و قصور در احد هم داشت يعنى قدرت او * كه شما را غالب آرد بر عدو ليك هم ميبود موقوف آن مهم * كه نگرديد از نهيبى منهزم ديده را بر هم نهى گويى چرا * من نديدم اينست از جهل و عمى چون شما با مشركين اندر احد * روبرو گشتيد و شد چيزى كه شد آن اصابت پس باذن حق رسيد * بر شما دانند آن را اهل ديد چشم چون بر هم نهى اذن خداست * كه نبينى آنچه ميديدى تو راست ديده بگشا تا كه آيد اذن حق * پس ببينى نقشها را بر و رق كس ز خصم ار در غزا هارب شود * نيست فرمان كه بر او غالب شود نادر است ار كس شود غالب بحرب * با وجود ترس و بيم از قتل و ضرب هارب ار چه مؤمنست و حق طلب * گر شود غالب نباشد بىسبب گر چه بس نادر بود ليك اندر آن * باعثى باشد هويدا يا نهان بود حيدر بىمهابا در نبرد * زان نشد مغلوب از مردان مرد گر كه ميدان پر ز ببر و شير بود * بهر او چون عرصهء نخجير بود ميشدى تنها و خندان سوى رزم * همچو شه با شاهدى در عيش و بزم لا جرم فرمان حق بود آنكه او * غالب آيد روز ميدان بر عدو